خرید بک لینک

سکوت می خواهم, سکوتــــ...
سکوتی که از حس شکفتن باشد...
سکوتی که مرا به ابتدای خاموشی ببرد...
وقتی خاموش می شــــوم...
سکوت را بهتر معنا می کنــــم...
باید در جستجوی فراموشی بود...
باید غبار فریــــاد را از حنجره پاک کرد...
باید نفس کشید , آرام...
باید در خویشتن گم شد و سوزاند...
ریشه ی تنفـــــر را...
باید به دنبال لحظه هــــا باشیم...
تا محبت پنهان شده را بجوییم....

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: پنجشنبه 30 خرداد 1392 ساعت: 14:00


افسانه ها را رهــــــــا کن
دوری و دوستی کدام است؟؟؟؟
فاصله هایند که دوستی را میبلعند !!!
تـــــــــــو اگر نباشی
دیگری جایت را پر میکند....
به همین ســــــــــــادگی...


.
.
.
.
.
گاهی آدم
فعل خواستن را که صرف می کند،
اینطور می شود :

خواستم

خواستی

نشد ..

.
.
.
.

.
تو آنجا من اینجا


همه راست می گفتند


تو کجا من کجا؟؟؟؟!!!!!

.
.
.
.
.
به خــداحافــظـی تــلـخ تـو سـوگــنـد نــشــد
کـه تـو رفــتـی و دلـم ثـانـیـه ای بـنـد نـشـد

بـا چـراغـــــی هـمه جـا گـشـتـم و گـشـتـم در شـهـر
هـیــچ کـس ! هــیـچ کـس ایـنجا به تـو مانـنـد نـشـد

خواسـتـنـد از تـو بگویـنـد شـبـی شـاعـرها
عـــاقـبـت بـا قــلــم شــرم نوشـتـنـد : نـشـد

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: پنجشنبه 30 خرداد 1392 ساعت: 12:20

به خاطر سه چیز هیچگاه کسی را مسخره نکنید :

چهره

پدرومادر

زادگاه

چون انسان هیچ حق انتخابی در مورد آنها ندارد ... !!!

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 19:04

خدای من...

تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم

تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم

تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم

اما...

تو در من چه دیدی که به من وفادار ماندی...؟

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 19:01

قـلـــب عاشــــــقم…


لحظه ها ی خوش عاشقانه ات را لحظه شماری میکند


پس عاشقانه فریاد میزنم بیا که دوریت برای من عاشق


مثل دوری یه پرستوی عاشقست……..


به صداقت چشمانم قسم عاشقانه می گویم


به پاکی قلبم قسم عاشقانه می گویم


به طراوت باران قسم عاشقانه می گویم


که عاشـــــــــقانـــــه تا ابــــــــد دوستت دارم

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 18:59

روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم
تنهایی را دوست دارم چون بی وفا نیست

تنهایی را دوست دارم چون تجربه اش کردم

تنهایی را دوست دارم چون عشق دروغین در آن نیست

تنهایی را دوست دارم چون در خلوت تنهاییم در انتظار خواهم گریست و هیچ کس اشک هایم را نمیبیند

اما از روزی که با تو آشنا شدم

از تنهایی بیزارم چون تنهایی یاد آور لحظات تلخ بی تو بودن است

از تنهایی بیزارم چون فضای غم گفته سکوتم تو را فریاد میزند

از تنهایی بیزارم چون به تو وابسته ام

از تنهایی بیزارم چون با تو بودن را تجربه کرده ام

از تنهایی بیزارم چون خداوند هیچ انسانی را تنها نیافریده است

از تنهایی بیزارم چون خداوندتو را برایم فرستاد تا تنها نباشم

از تنهایی بیزارم چون هر وقت در تنهایی گریه می کنم دستان مهربانت را برای پاک کردن اشک هایم کم میاورم

از تنهایی بیزارم چون شیرین ترین لحظاتم با تو بودن است

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 18:55

من تو رو تا بینهایت میپرستیدم ولی هرگز نفهمیدی

التماست کردمو در خود شکستم غرورم و باز نفهمیدی

عاشق نبودی تا که بفهمی دردم و احساسمو

هرگز نخواستی تا که ببینی ناله های قلبمو

دلمو شکستی برو دلمو شکستی

برو

برو دیگه نه نمیخوامت

فقط اینه جوابت

برو دیگه نه نمیخوامت

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 18:51

قاضی :: برای چی عفت عمومی رو خدشه دار کردی؟

متهم :: اولا که عفت نبود عصمت بود، ثانیا عمومی نبود خصوصی بود، ثالثا خدشه دار نشد بچه دار شد !

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 18:46


دختری که مسخره بازی درمیاری نیگات می کنه و چشمهاش برق می زنه و زیر لب می گه عزیزم...!!

دختری که روسری بد رنگ رو که براش خریدی سر می کنه و میاد به دیدنت...!!

دختری که وقتی قدم می زنید و یه پسر خوش تیپ تر می بینه، خودش رو بیشتر می چسبونه بهت...!!

دختری که وقتی از همه شاکی هستی و داد می زنی ، هیچی نمی گه، فقط آروم دستتو می گیره...!!

دختری که روز زن براش یه شاخه گل می خری ، با به لبخند غمگین می گه مهم خودتی...!!
ا

ین دخترو حق نداری اذیت کنی...!

فهميدي....؟!!!

حق نداري...!!!!!!!!

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 12:57

قـلـــب عاشــــــقم…


لحظه ها ی خوش عاشقانه ات را لحظه شماری میکند


پس عاشقانه فریاد میزنم بیا که دوریت برای من عاشق


مثل دوری یه پرستوی عاشقست……..


به صداقت چشمانم قسم عاشقانه می گویم


به پاکی قلبم قسم عاشقانه می گویم


به طراوت باران قسم عاشقانه می گویم


که عاشـــــــــقانـــــه تا ابــــــــد دوستت دارم

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 12:50

یک همیشه یک است. شاید در تمام عمرش نتوانسته بیش از یک باشد.
امابعضی اوقات می تواند خیلی باشد:
یک دنیا ،
یک سرنوشت ،
یک خاطره ،
یک عشق پاک،
و یا " یک دوست خوب مثل تو "

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 12:28

همان خواستن است که نمی داند چه می خواهد.

نوعی تشنگی ست که سیراب نمی شود

اشک است که نمی بارد

درد است که تسکین نمی خواهد

تیرگی ست که می درخشد

تنهایی است که خلوت ندارد

کنج است و زانو و اشک و بغض

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 12:21

دیدی بعضی دخترا میگن ، ما قصده ازدواج نداریم...!!!





ازدواج قصد نمیخواد ، خواستگار می خواد فدات شم...

 

 

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 11:10

استاد : وقتی بزرگ شدی چه میکنی؟

شاگرد : ازدواج!

استاد : نخیر منظورم اینه که چی میشی؟

شاگرد : داماد!

استاد : اوه! منظورم این است وقتی بزرگ شوی چی بدست می آوری؟

شاگرد : زن!!

استاد : ابله!!! وقتی بزرگ شوی برای پدر و مادرت چی میگیری؟

شاگرد : عروسی میگیرم!

استاد : پسرجان پدر و مادرت در آینده از تو چه میخواهند؟

شاگرد : یک زندگی متاهلی موفق.

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 11:05

یک لحظه دلم خواست صدایت بکنم
گردش به حریم با صفایت بکنم آشوب دلم به من چنین فرمان داد
در سجده بیفتم و دعایت بکنم

برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 10:53

همه میگن که تو رفتی
همه میگن که تو نیستی
همه میگن که تو دوباره دل تنگمو شکستی دروغه
چجوری دلت میومد منو اینجوری ببینی
با ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببینی
همه گفتن که تو رفتی ولی گفتم که دروغه
همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم
همه حرفاشون دروغه تا ابد اینجا میمونم
بی تو با اسمت عزیزم اینجا خیلی سوت و کوره
ولی خوب عیبی نداره دل من خیلی صبوره صبوره
همه میگن که تو نیستی
همه میگن که تو مردی
همه میگن که تن تو به فرشته ها سپردی دروغه

 


برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 10:40

من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم،

به او که تنش بوي گلهاي سرخ را ميدهد،

به او که با جادوي کلامش زيباترين لغات را شناختم،

به او که لحن صدايش دلپذيرترين آهنگ است،

به او که نگاهش به گرمييه آفتاب و لبانش به سرخيه شقايق ودلش به زلالييه باران است،

به او که براي من مينويسد،

مينويسد از باران، از شبنم، از گرماي عشق و ...

من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم ،

به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من درآن غرق شده،

به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نورو شعرو ترانه برد،

و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد.

من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم،

به او که صداي پايش را ميشنوم،

به او که لحن کلامش را ميشناسم،

به او که عمق نگاهش را ميفهمم،

به او که .....

من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم،

به او که گل هميشه بهارمن است،

به او که قشنگترين بهانه براي بودن من است

وبه او که عشق جاودانه من است......


برچسب: نویسنده: بهنام تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1392 ساعت: 10:36

صفحه بندی